مطالب برچسب شده ‘مرگ’

سندروم

پنجشنبه, ۴ شهریور ۱۳۸۹

سلام این‌جا غرب است؟ من کلاغی هستم که می‌خواهم پرواز را فراموش کنم و کج‌ کج راه بروم.

یونگ

جمعه, ۸ مرداد ۱۳۸۹

ای نادیده من! من را بینا کن.
چشمان ام را به حق مریم مقدس (ع) که به خاطر مشکل فنی نیم فاصله ندارد و متعلق به من نیست، بازگشا.
مهم این است که نادیده ی من در جشن و سرور باشد. مهم نیست  که من در آن نقطه ی خاص قرار ندارم. من در جایی قرار دارم که باید بسوزم. چه دلیل که این جا باید سوخت.
فراوانی در هر چیزی هست. حتی لبخند بی دلیل دشمنان که موجب تاسف ماست. ولی نادیده ی من برای لبخند هزاران دلیل دارد.

تخت تاج‌گذاری

شنبه, ۷ دی ۱۳۸۷

ببین! بخوان! گوش کن!

: همه بیرون.
: گفتم همه بیرون.
: خیر! بیرون.
: این‌بار جایی خواهم خوابید که به عقل هیچ‌کس نرسد.
. . .

- “هُما” را آماده کنید.