سقوط باکره

مبادا که نوای‌ام به گوش تو رسد.
چه کسی باور می‌کند من نیستم؟
من نیستم.
نبودم.
اشتباه از من بود.
باور کردم که در این دنیای نیستی، هستم.
بگذارید همین یک شب باهم شاد باشیم. [درست بعد از این مونولوگ زوزه‌ی گرگ‌های در کمین‌ نشسته بلند می‌شود. گویی همه‌گی آن‌ها خوشحال شده‌اند.]
[سکوت]

برچسب‌ها: , , , , , ,

۳ دیدگاه برای “سقوط باکره”

  1. پژ: سقوط باکره « پسر گفته:

    [...] پژ: سقوط باکره * برای مشاهده مطلب کافی است روی این لینک کلیک کنید * [...]

  2. Ata-4 گفته:

    آخ من می میرم برای آخرین کلمه ! ای کاش تحملِ تحملش رو داشتیم !!!

    به این کامنت پاسخ دهید.

  3. the Little Bee گفته:

    شادی از پی ِ‌ غم،
    خوشی از پی ِ ناخوشی،

    I’M VIRGIN
    (this was told a very long time ago)

    به این کامنت پاسخ دهید.

دیدگاهی بنویسید