پدر

تعلیق چیز جالبی است. به خصوص اگر از سال بالا بزند.
معلقم در هوا.
حباب‌هایی هم هست. خُب باشد.
چیز خاصی هم باید در این بین وجود داشته باشد. بماند که هست یا نیست.
هرچند همه‌ و هیچ‌کس از پس آن برنیایند.
تعلیق در هر امری جایز است. به خصوص جایی که هیچ‌کس انتظار آن‌را نداشته باشد.
همانند مرگ ناگهان می‌رسد.
پافشاری نیست بر این موقعیت.

7 thoughts on “پدر

  1. بازتاب: پژ: پدر « پسر
  2. «یک وقت چیزی هست . بسیار خوب هست .اما بحث بر
    سر آن چیزی است که باید باشد …»
    (جلال آل احمد، سنگی بر گوری)

    این که «پافشاری نیست بر این موقعیت»، خوب است. گاهی فکر می کنم که اصولاً موقعیت ها پافشاری را بر نمی تابند، کار بعکس می شود…

  3. من از دوم و نه از اول با این تعلیق یا همان سوسپانسیون!!!! خودمان مشکل داشتم. که هست ولی نیست . که خالی است ولی مرا پر می کند. که سرد است ولی گرمم می کند از حس وجود. وجود من، وجود خودش، حتی با انکار شتابان محدودیت زمان. از قضا مثل مرگ هم که باشد و یکهو بیاید و نرود هرازگاهی آن لعنتی را دور میزند! فکر کن اگر مرگ به اندازه تو در تعلیق غوطه ور شود …..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *