پایان

نمی‌دانم جرمم چه بود. فقط با پتک به سرم کوبیده شد و قرار بر این شد که من نادانسته شوم.
نمی‌دانم چه کسی به من گفت تو زیبا هستی. و نمی‌دانم چه کسی به من گفت تو زشت هستی. هرچه باشم بیم دارم از این که شاکر باشم یا کافر.
نمی‌دانم لیاقت فعل دوست داشتن را دارم یا نه. از این بیم دارم که مبادا با خیال این‌که؛ دوست دارم و دوست داشته می‌شوم همانند ابلهی به بیراهه روم. نیز ترسم که مبادا با دوست داشتن و دوست داشتنی، خودم را به کسی تحمیل کنم.
نمی‌دانم که حقیقت چیست.
نمی‌دانم که می‌خواهم بگویم یا نگویم.
نمی‌دانم که می‌خواهم بنویسم یا نه.
نمی‌دانم دریایی هست که مرا غرق در آغوش خویش کند؟ اصلا دریایی هست؟
خطری. . . خوبی‌ایی. . . دل آرامی‌ایی. . . شبی. . .
فغان. . ! خورشید مرا بیدار نمی‌کند.
به راستی اعتراف می‌کنم که هیچ نمی‌دانم.
پایان.

8 thoughts on “پایان

  1. بازتاب: پژ: پایان « پسر
  2. تو لایق ترین آدم برای دوست داشتنی. تو دلت از هر کس که من دیدم پاک تره. خوشا به حال پاک دلان…
    منم که باید نگران تحمیل شدن باشم.

  3. .زندگی کردن در ایران= . . . انسان به دست زندگی.اگر میخواهی در ایران زندگی بکنی باید بتوانی خودت را با شرایط خاص اجتماعی وضد اجتماع منطبق کنی.

  4. سلام
    خوبی؟ نمی‌دونستم اهل ادبیات هم هستی ! نه بابا ترشی نخوری یک چیزی میشی ! در ضمن این قد خودته !؟ ووو ! نخوری به سقف !
    در ضمن خوشحال شدم که فتوبلاگ جدیدت رو دیدم و دیدم که دست از سر وردپرس برداشتی ! آخه نمی‌ارزه که لقمه رو دور سرت بچرخونی و بخوری ! پیکسل پست خیلی راحت‌تره برای فتوبلاگ !

    ارادتمند / مرتضی بهمنی

  5. مرتضی بهمنی »
    به خودم اجازه نمی‌دم ادعایی در مورد ادبیات بکنم. اما ارادت دارم بهش.
    ترشی که نخوردیم هیچ، ترشیده هم شدیم.
    آره اینم قد خودمه. تو “درباره‌ی پژ” بیشتر و پیشتر درموردش نوشتم.
    از پیکسل پست هم راضیم. برای یه فوتوبلاگ ساده خیلی خوبه.
    مرتضی عزیز از این‌که فردهایی مثل تو هستند که برای بهبود بلاگ نویسی چه از شیوه‌ی فنی و چه از شیوه‌ی کیفیت نوشتن،‌ تلاش می‌کنند خوشحالم. به امید روزهای به از این.

  6. esmail »
    اسماعیل دوست خوبم. نظر شما را با نقطه‌چین ویرایش کردم.
    بهتره هنگام کامنت گذاشتن حقوق و احترام گذاشتن به خواننده‌های دیگر رو درنظر گرفت.

  7. در پاسخ به این :
    http://blog.pej.ir/?p=395#comment-753
    اولن خوب نوشتی ! فقط این روزها ادبیات بخصوص ادبیات کلاسیک برای من بیسواد ملال شده ( شاید ملولم کرده درست‌تر باشه !)
    برای لینک هم ممنونم ! برای تعریف‌های نامربوطی که ازم کردی ممنون ! خودت خیلی بهتر مینویسی ! همین که مینویسی یعنی تو هم داری سعی میکنی دو نفر بیشتر بیان توی اینترنت !‌دو تا ارتباط بیشتر و همینطور دو نفر از تنهایی در میان ! خوبی ها داره این سایبر !
    راستی بهت لینک دادم ! شاید دو تا خوننده هم از طرف من بیاد سمت تو ! کمک ناچیزیه ! اگه تونستی این رو هم ببین و بخون و گوش کن :
    http://blueworks.wordpress.com/2008/02/12/hossien-panahi

    قربانت / مرتضی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *