بشکست

جام‌ات از دست‌ات بگرفتم و از شیدایی تو نوشیدم‌اش.

نگفتی که کاسه‌ی زهر بود. نوشیدم و نیست شدم.

هستی‌ام نیست شد.

نیستم، نیستم، نیستم.

بی صدا

نفس‌ام و صدای‌ات و فریادم.

هوای‌ات هوای دنیا را مسموم کرد.

سم هوا کشت مرا.

وقت المغادره

بوی جوی مولیان آید همی؟

سفید

بریز بر بی‌راهه‌ی من، بریز!

دموکراتیک

جمهوری سبز یک ناحیه‌ای به بزرگی دل من و مردم آن است.

در این جمهوری همه هم‌رنگ خواهیم بود.

پناه

بسم الله الرحمن الرحیم.

بیابان‌ات

جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و  مه.

آینه

تیغ تیز تبر بر فرق سرم کوبدیم.

دوستانه است

وحشتناک است!
وحشی است!
کابوس شب، حسرت روز بعدی می‌شود.
منطقی است.

می‌بینم

معماری بخشی از زندگی نیست.

زندگی معماری ست.

تقسیم تصویر و امیاژهای رنگارنگ معماری نیست.

زندگی معماری ست.